زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بابایی سلام

سلام عروسک مامان   میدونم که دل تو هم مثل دل من برای باباجون یه ذره شده اینو از بهانه گیری های وقت و بی وقتت و ذوقی که از صحبت کردن با بابایی میکنی میفهمم امروز دیگه دو هفته تموم شده و بابایی از زاهدان برمیگرده نهایتا تا شب بیرجنده   راستی شاید ظهر با همسایه بردیمتون پارک ... امیدوارم بهت خوش بگذره و کلی بازی کنی و انرژیت تخلیه شه چند روز پیش هم دم ظهر بردیمتون پارک توحید و یه عالمه بازی کردی ... من خسته شده بودم ولی تو خستگی ناپذیر بودی با گریه آوردمت خونه ، ولی وقتی رسیدیم خونه دیگه گرفتی خوابیدی تاااااااااااااااااااااااا شب .. حدودا 4 ساعت و نیم خواب بودی واقعا فکم افتاد که اینهمه خوابیدی یعنی سابقه نداش...
20 دی 1394

دندونای بعدی

سلام دختر گلم   امروز 8 دی ماهه و تولد پیامبرمون حضرت محمد(ص) و امام جعفر صادق(ع)   این عید بزرگ رو بهت تبریک میگم عشقم   در تاریخ 21 آذرماه دندون سیزدهم یعنی دندون نیش پایین سمت چپ و چهاردهمین دندون روز 26 آذرماه ، آسیاب بالا سمت راستت نیش زد مبارکت باشه   انشا الله بقیه دندوناتم بسلامتی دربیاد   برای این دو تا دندونت هم حدود دو هفته حالتهای سرماخوردگی رو داشتی که چون دقیقا موقع شیوع بیماری آنفولانزا تو کرمان بود خیلی نگران بودم ... خداروشکر بعد دوهفته بدون دارو خوب شدی   فدات بشم خوشکلم فعلا خدانگهدارت     ...
8 دی 1394

17ماهگی

  دختر قشنگم   با تاخیییییییییییییییییییییر 17 ماهگیت مبارک عسلی   اینم عکس 17 ماهگیت     بخورمت خوشکلم   آخر ماه هم واکسن داری امیدوارم زیاد اذیت نشی     پیشرفتای این ماهت:   گفتن : یا الله لا اله الی الله : لا لا لا لا صلوات : به زبون خودت بده نی نی سلام آب بالا آخ بدو بدو و ...   به سرد میگی داغ یکمی باهات کار کردم الان یه یزی شبیه سرد میگی   ماشاالله پر سر زبونی  حرف زیاد میزنی ولی بیشترش قابل فهم نیست روابط عمومیت ماشاالله بالاست(برعکس من)هرجا بری زودی دوست پیدا میکنی...خونه مادر...
7 دی 1394

بیرجند دوباره سلام

سلام دختر قشنگم   امروز 7 دی ماهه و من با تاخیر 5 روزه اومدم که برات بگم ما اومدیممممممممممممممممممممم خوش اومدیم باباجون دوباره ماموریت زاهدن قبول کرد مجبور شدیم برگردیم از طرفی هم یه سفر سه روزه رفتیم بعد اومدیم بیرجند یعنی دقیقا ظهر دوشنبه حرکت کردیم سمت مسجد سلیمان و چهارشنبه شب رسیدیم بیرجند...خداروشکر با اینکه این مدت رو تو ماشین بودیم ولی زیاد اذیت نشدیم و شما هم زیاد بیطاقت نشده بودی   بابایی هم شنبه شب رفت زاهدان تا دو هفته   یه عالمه عکس هم دارم که برات سر فرصت میزارم   فعلا خدانگهدارت باشه عروسکم     ...
7 دی 1394

خدانگهدار

سلام دختر نازم الان که دارم برات مینویسم بعد از ظهر پنجشنبه 12 آذره و شما خوابی   اومدم بگم فردا صبح عازم کرمانیم...این سه هفته هم تمام شد و باید برگردیم خونمون بابایی هم یکشنبه از زاهدان برگشت   از دیشب(یعنی روز اربعین) روضه خونه مادرجون شروع شده  متاسفانه نمیتونیم تا آخر باشیم ...فقط دیشب و امشب توفیق حضور در روضه رو داریم   امروز هم بردمت آرایشگاه موهات اصلاح شد نمیدونی چقدر فرق کردی و خوشکل شدی... برعکس دفعه پیش که کلی گریه کردی این دفعه ماشا الله ماشا الله بغل مامان ساکت و آروم واستادی تا بتونیم سرت رو اصلاح کنیم بعدشم بردمت حمام و آماده رفتن به کرمان شدیم   پیشرفتات: زبونت...
12 آذر 1394

دندون دوازدهم

سلام عروسکم   یه خبر دسته اول   همین الان الان دندون دوازدهمت رویت شد (البته به سختی...!!! چون نمیزاری تو دهنت رو نگاه کنم...اینم که دیدم دراز کشیده بودی داشتی میخندیدی که دیدم )   اولین دندون نیشت لثه خوشکلت رو پاره کرده ، دندون نیش بالا سمت چپ مبارکت باشه ... دوندونای نیش پایینت هم همین روزا درمیاد چون خیلی لثه ات سفید شده از اذیت شدنت هم بگم که گلاب به روت چند روزه اسهال داری و میسوزی....   انشا الله خوش باشی و سرحال   فعلا خدانگهدارت     ...
2 آذر 1394